أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )

470

آثار الباقيه ( فارسى )

سپس نصارى اين سالها را بدل به جيجل صغرى نمودند و دوازده سال باقى ماند و اين مدت سالهايى است كه از آغاز جيجل تا اول تاريخ باقى مانده و عبور را در اين مدت به حساب بهزيجوح ترتيب دادند زيرا تنها بهزيجوح است كه داراى ترتيبى قائم بذات است و از نقصان چيزى از تواريخ مستغنى است . نصارى فصح خود را در سال اول جيجل در روز بيست و پنجم آذار قرار دادند زيرا سالى را كه مسيح در آن سال به دار آويخته شد اينطور اقتضا مىكند و فصح‌هاى ديگر ساليان را با اين تركيب كردند در نتيجه منتهاى تقدم آن روز بيشت و يكم آذار است و غايت تاخر آن هجدهم نيسان كه رويهمرفته بيست و هشت روز مىشود . پس غايت تقدم فصح از اعتدال ربيعى كه عيان بدان گواهى ميدهد باندازهء دو روز تمام است و از اين سبب چنين كردند كه خواستند خود را از همين قانون از قوانين سليحين مصون دارند و آن قانون اين است كه هر اسقفى و يا هرقس و يا شماسى عيد فصح را پيش از تساوى شبانه‌روز با يهود موافقت كند از درجه و پايه خود ساقط مىگردد . فرق فصح يهود با فصح نصارى « 1 » و جايگاه فصح نصارى اگر فطر نصارى همان فصح يهود بود و يا به اندازه‌اى مفروض از فصح دور بود و تغييرى نمىپذيرفت البته با فصح رفيق راه بود و چون موازى با آن بود در هر روزى كه فصل اتفاق مىافتاد اين نيز در همان روزى مىبود و ليكن چون بر فصح مقدم نيست غايت تقدم آن از غايت تقدم فصح يك روز متاخر مىشود كه روز بيست و دوم آذار باشد اما غايت تاخر آن از غايت تاخر فصج يك هفته است زيرا اگر در يك روز اتفاق بيفتد فطر روز يكشنبه‌اى خواهد شد كه دنبان آن است پس در نتيجه يك

--> ( 1 ) - عيد فصح به كسر فاء عيد پاك است P que با اين فرق كه اگر مقصود عيد فصح يهود باشد حرف اول كلمه با حروف كوچك نوشته مىشود و اگر فصح مسيحيان باشد با حرف درشت .